علم اقتصاد به قوانین و اصولی می پردازد که بر عملکرد یک اقتصاد و بخش های مختلف آن حاکم است. اقتصاد به دلیل دو واقعیت اساسی وجود دارد. اولاً، نیازهای انسان برای کالاها و خدمات نامحدود است و ثانیاً، منابع تولیدی برای تولید کالا و خدمات کمیاب است. بنابراین، یک اقتصاد باید تصمیم بگیرد که چگونه از منابع کمیاب خود برای کسب حداکثر رضایت ممکن برای اعضای جامعه استفاده کند. این مشکل اساسی کمبود است که باعث بسیاری از مشکلات اقتصادی می شود.
در مورد محتوای واقعی تئوری اقتصادی یا موضوعات آن، اختلافات زیادی در میان اقتصاددانان وجود داشته است. موضوع و دامنه علم اقتصاد به طور متفاوتی تعریف شده است. هر تعریف ناقص و ناکافی است و به دلیل تعاریف مختلف متناقض، سردرگمی هایی در مورد ماهیت و دامنه علم اقتصاد ایجاد شده است.
موضوع اقتصاد به دو بخش اقتصاد خرد و اقتصاد کلان تقسیم شده است. در اقتصاد خرد، ما رفتار اقتصادی یک فرد، شرکت یا صنعت را در اقتصاد ملی مطالعه می کنیم. بنابراین مطالعه یک واحد خاص است نه همه واحدها با هم. ما عمدتاً موارد زیر را در اقتصاد خرد مطالعه می کنیم:
1) قیمت گذاری محصول
2) رفتار مصرف کننده
3) قیمت گذاری عاملی
4) شرایط اقتصادی بخشی از مردم
5) مطالعه یک شرکت و
6) موقعیت یک صنعت.
در اقتصاد کلان، رفتار اقتصادی مجموعههای بزرگ مانند شرایط کلی اقتصاد مانند کل تولید، کل مصرف، کل پسانداز و کل سرمایهگذاری در آن را مطالعه میکنیم.
1) درآمد و بازده ملی
2) سطح عمومی قیمت
3) تراز تجاری و پرداخت ها
4) ارزش خارجی پول
5) پس انداز و سرمایه گذاری و
6) اشتغال و رشد اقتصادی.
مشکل کمیابی و انتخاب را می توان با استفاده از ابزار منحنی امکانات تولید ترسیم کرد. مشکلات اساسی اقتصادی در مورد اینکه چه چیزی، چگونه و برای چه کسی تولید شود را می توان به طرق مختلف توسط یک اقتصاد حل کرد. اگر تمام مسئولیت اقتصاد را بدهد، به مالکیت خصوصی، اقتصاد سرمایه داری، به مالکیت عمومی، اقتصاد سوسیالیستی و مشترکاً به مالکیت خصوصی و عمومی، اقتصاد مختلط میشویم.
منبع توسط Somitra Sharma