گتسبی بزرگ اف اسکات فیتزجرالد را می توان نوعی پیش درآمد برای رکود بزرگ در نظر گرفت. داستان آن در مورد غرب میانههای اجتماعی صعودکننده، فعالیتهای پولسازی غیرقانونی، مهمانیهای مجلل و تمایزات طبقاتی اقتصادی باعث میشود که رمان بهعنوان مطالعهای انتقادی درباره ثروت و زیادهروی به نظر برسد که تا حد زیادی دهه 1920 قبل از سقوط بدنام بازار سهام را تعریف میکرد. در بیشتر موارد، رمان فیتزجرالد به دبیرستانی ها در ارتباط یا به عنوان مقدمه ای بر دهه 1920 و رکود بزرگ نهایی، بزرگترین فاجعه اقتصادی ایالات متحده و احتمالاً موضوع بحث در مورد اقتصاد کلان AP، تدریس می شود.
شخصیت جی گتسبی را می توان تا حدودی نمادی از افراط و تفریط دانست که مشخصه دوران پیش از افسردگی بود. با این حال، زمانی که با شخصیت عنوان گتسبی آشنا میشویم – گاتز غافلگیر که یک امپراتوری غیرقانونی را میسازد تا بتواند عشق واقعی خود را به دست بیاورد. هدف راوی نیک کاراوی از بیان این داستان عمدتاً توصیه به جامعه بالا به خاطر ظلم سردش و تأمل در جنبه های منفی رویای افسانه ای آمریکایی است که همه از طریق پس از مرگ هفته های پایانی منتهی به مرگ گتسبی روایت می شود. گتسبی، با ثروت افسارگسیخته و تلاش برای اعتلای اجتماعی، قهرمان غم انگیز ما در رونق دهه 1920 و انحطاط نهایی شد.
ما می توانیم این ایده را در ساخت انتقادی فیتزجرالد از محیط گتسبی بزرگ ببینیم. در “تخم مرغ غربی” و “تخم مرغ شرقی” ثروتمند – به ترتیب، لانگ آیلند و شهر نیویورک برای شما – ما به عنوان خوانندگان در یک محیط اجتماعی ظاهر می شویم که به عنوان ثروتمند، تحصیل کرده و از نظر اجتماعی منحصر به فرد و محدودکننده مشخص می شود. شخصیتها جرأت نمیکنند با دیگرانی که از نظر اجتماعی پایینتر از آنها هستند، ارتباط برقرار کنند، بهویژه در موقعیتهای جغرافیایی. در واقع، موقعیت اجتماعی همه چیز است و این موقعیت معمولاً با ارزش مالی فرد مرتبط است. اما حتی در آن زمان، موقعیت اجتماعی فرد – مانند مورد گتسبی – اگر فقط پول و مهمانی های مجلل باشد، چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. گتسبی علیرغم درآمدهای هنگفتش، در وست اگ کمتر معتبر زندگی میکند و به این معنی است که او به طور کامل به سطح عشقش دیزی صعود نکرده است، فاصلهای که به صورت نمادین و جغرافیایی در آب دهانه بین خانههای مربوطه نشان داده میشود. رمان با چنین تمایزات طبقاتی سفت و سخت و ناتوانی اکثر افراد در رمان در رسیدن به سطحی از برابری با طبقه بالاتر وسواس دارد و آمریکای دهه 1920 را تقریباً شبیه اروپای فئودال می کند. مهم نیست که او چقدر پیراهن رنگی، مهمانی های شامپاین یا ماشین های فانتزی-شمانکشی و آدم کش داشت، هرگز نمی توانست در نظر او لیاقت دیزی را داشته باشد، حتی با وجود زیاده روی. مرگ او نیز تا حد زیادی نمادین است. گتسبی ثروتمند در حالی که در استخر شخصی خود به عقب برمیگردد توسط یک اتومکانیک یقه آبی به قتل میرسد. این رویداد که پس از افسردگی تفسیر می شود، نشان دهنده یکسان سازی طبقات است.
در واقع، وضعیت موجود در این رمان با هجوم رکود بزرگ به پایان رسید. البته، خواندن امروز گتسبی بزرگ با این آگاهی که چهار سال پس از انتشار آن، اقتصادهای جهان منفجر خواهند شد، قطعاً تفسیرهای خوانندگان را رنگ می کند. با این حال، اگر فیتزجرالد یک اقتصاددان بود، شاید رکود بزرگ هرگز اتفاق نمی افتاد. به نظر میرسید او میدانست که ولخرجی که گتسبی نشان میدهد به چه نوع ویرانی میرود. بنابراین، گتسبی بزرگ به این کتاب شوم با آینده نگری بی عیب و نقص تبدیل می شود که نه تنها جامعه طبقه بندی شده قبل از رکود را مورد انتقاد قرار می دهد، بلکه به شیوه خود، برای نوع برابری یا وضعیت برابری که رکود در نهایت هر چند مخرب به ارمغان می آورد، استدلال می کند.
منبع توسط Paul Thomson