مشکلات پیش روی بقای انسان قابل حل است. فسیل استخوان اسفنوئید انسان نما، به ما می گوید که هر بار که آن استخوان شکل خود را تغییر می دهد، یک گونه انسان نما جدید ظاهر می شود. به وضوح مشاهده شده است که اکنون در حال تغییر شکل است و بنابراین نوع بشر فعلی وارد مرحله جدیدی از وجود می شود. این سوال پیش میآید که آیا فناوری میتواند یک انتقال مسالمتآمیز به دنیای پیشرفتهتر فرزندان فرزندان ما را فراهم کند؟ پاسخ یک بله علمی است، اما نیاز به درک تکنولوژیکی جدید از اخلاق دارد که در حال حاضر بخشی از فرهنگ تکنولوژیکی ما نیست. این مقاله راهحلی برای آن مشکل ارائه میکند، که از طریق درک یک شیمی جدید علم زندگی شروع به درک میکند.
طبقهبندی واقعی گونههای انسانی کنونی، در حوزههای فناوری مدرن مورد نیاز است. اصطلاح Homo Entropicus اصطلاح درستی است. علم، فناوری، سیاست و اقتصاد مدرن کاملاً تحت قانون دوم ترمودینامیک یا قانون آنتروپی جهانی است که به عنوان قانون آشوب جهانی نیز شناخته می شود. درک انیشتین از آن قانون، که او آن را قانون نامید قانون برتر همه علوم، در واقع جنبه ای از واقعیت را تعریف می کند، اما نه همه آن.
شیمی جدید علم حیات به خوبی و واقعاً کشف شده است، و به وضوح توضیح می دهد که انرژی های آنتروپیک جهان با تکامل آگاهی متعادل می شوند. این دقیقاً همان واقعیتی است که برنده جایزه نوبل پزشکی، Szent Gyorgyi بر آن اصرار داشت. نانوتکنولوژی تایید کرده است که این تابع تکاملی بر خلاف درک منسوخ ما از انرژیهای فروپاشی آنتروپی جهانی در درون DNA عمل میکند.
انتقال صلح آمیز فناوری به آینده مستقیماً با اصول مهندسی هولوگرافی نوری مرتبط با تکامل آگاهی انسان مرتبط است. با مقایسه اکتشافات جدید در شیمی با تعاریف اصلی افلاطونی از منطق علوم زیستی غربی، که در واقع، آنتروپی باید بر همه فن آوری حاکم باشد، نیز می توان نشان داد که این یک فرآیند علمی اخلاقی است.
علم زندگی کلاسیک یونان، که توسط سنت افلاطونی فلسفه یونان نشان داده می شود، در مورد ادغام اخلاق در مدل واقعیت ارائه شده توسط فیلسوف Anagaxoras بود. Nous او درباره نیروی گرانش بود که ذرات موجود در فضا را به هم میکشاند تا جهانهایی بسازد که در مارپیچهای هارمونیک میچرخند تا آگاهی را تکامل دهند. اسحاق نیوتن در مقالات بدعت منتشرنشده خود، از اصول مهندسی جنبش ذرات نوس برای حمایت از “فلسفه طبیعی عمیق تر خود برای متعادل کردن توصیف مکانیکی جهان” استفاده کرد، که امروزه به درستی درک نامتعادل انیشتین از آنتروپی جهانی را به چالش می کشد.
امی سی. ادموندسون، استاد رهبری و مدیریت Novartis در مدرسه بازرگانی هاروارد است که در آن اخلاق و شیوه های تجاری مورد تحقیق قرار می گیرد. در بیوگرافی باکمینستر فولر، رسالهای ریاضی درباره کشف اخلاقی افلاطون وجود دارد که، او توضیح میدهد که فولر مفاهیم نیروی حیاتی همافزایی خود را از آن استخراج کرده است، که اکنون مشخص شده است که برخلاف درک نامتعادل کنونی علم مرگ که حاکم است، عمل میکند. افکار و اعمال هومو انتروپیکوس
ما می دانیم که شیمی افلاطونی- فولرن را جدی بگیریم، زیرا به دلیل هشدار فوری فولر در مورد توسعه فن آوری های اتوپیا به جای فراموشی. علاوه بر این، زیست شناس مولکولی، سر سی پی اسنو، در سخنرانی معروف خود در سال 1959 در دانشگاه کمبریج، دانشمندانی را که مایل نبودند درک ناکافی خود از قانون آنتروپیک را با علم یونانی گمشده زندگی متعادل کنند، به عنوان دانشمندی که بقای زندگی را به خطر می انداختند، یاد کرد. از تمدن راه حل این مشکل مستلزم درک علمی جدید در مورد منطق مرتبط با استدلال در مورد دین و مسائل عواطف انسانی در آگاهی عاطفی هومو انتروپیکوس است.
به طور کلی، والدینی که حکمت اخلاقی را با آموزههای دینی مرتبط میکنند، ممکن است تصمیم بگیرند فرزندان خود را به پیشدبستانیها، مدارس و دانشکدههای مناسب بفرستند که با آموزش دینی مرتبط هستند. در بزرگسالی، چنین دانشجویانی ممکن است دانشگاه هایی با سنت های مذهبی انتخاب کنند، در حالی که دیگران ممکن است دانشگاه هایی را انتخاب کنند که از آنها به عنوان دانشگاه سکولار یاد می شود. با این حال، به طور کلی، دانشجویان فارغ التحصیل در نهایت باید با قوانین پذیرفته شده علم مطابقت داشته باشند، خواه در زمینه فیزیک، شیمی، پزشکی، سیاست یا هر حرفه پذیرفته شده دیگری. به طور سنتی، دکترا به معیاری برای مهارت در هر زمینه خاص تبدیل می شود، حروف Ph.D. نشان دهنده دکترای فلسفه است، اما بدون هیچ گونه ارتباط واقعی با علم زندگی کلاسیک که تصور می شود آن حروف نشان دهنده آن هستند.
دانشگاهیان مذهبی تحصیل کرده ممکن است فکر کنند که می توانند بحث منطقی را با دیگر قهرمانان سکولار تحصیل کرده خود به کار گیرند. برای هر دو طرف اهمیت حیاتی دارد که بدانند مبنای منطقی آنها به همان درک نامتعادلی تعلق دارد که برای ذهنیت هومو انتروپیکوس مفید است. هر نوع استدلالی که آنها برای بحث در مورد تفاوت های خود متعهد می شوند، بخشی از یک منطق عاطفی و علمی بی پایان را تشکیل می دهد. برخی ممکن است استدلال کنند که درک علمی از احساسات و واقعیت معنوی ممکن نیست. این نادرست است، زیرا شیمی معنوی یا هولوگرافیک جدید، مطمئناً هر دو را در بر می گیرد.
کتابخانه بخش اخترفیزیک انرژی بالا ناسا مقالاتی را منتشر کرده است که استدلال میکنند که Nous of Anaxagoras توسط منطق علم حیات فراکتال پشتیبانی میشود، که یک مفهوم غیرممکن در جهانبینی Homo Entropicus است. به نظر می رسد مولکول احساسات دکتر کندیس پرت که در سال 1972 کشف شد در یک محیط هولوگرافیک جهانی عمل می کند که از اصول مهندسی معنوی افلاطون برای تکامل آگاهی استفاده می کند. در سال 1990 بزرگترین مؤسسه تحقیقاتی فناورانه جهان IEEE، SPIE Milestone Series، اثبات ریاضی را دوباره چاپ کرد که صدفهای دریایی میتوانند اطلاعات طراحی تکاملی را از طریق 20 میلیون سال فضا-زمان انتقال دهند. قوانین فیزیک درگیر از چیزی که میتوان آنها را نیروهای فنر ساعت مارپیچی علم حیات فراکتال در نظر گرفت که جنبههایی از نیروی گشتاور Nous را منعکس میکند، مشتق شد.
کشف شده است که زبان الکترومغناطیسی استخوان اسفنوئید در حال تکامل، همان زبان گمشده یونانی Music of the Spheres است که برای تکامل صدفهای دریایی استفاده میشود. بدیهی است که اگر بخواهیم بدانیم آیا تکامل ما را می برد، باید از اسفنوئید بپرسیم. پس از آموختن زبان الکترومغناطیسی خود، امکان ایجاد شبیهسازیهای بقای آیندهنگر از طریق فضا-زمان، به منظور استنباط فنآوری مورد نیاز برای توسعه توسط فرزندان کودکان ما، امکانپذیر میشود و این امکان انتقال صلحآمیز ما را به آینده فراهم میکند.
اگر هومو انتروپیکوس اکنون یک پرش بیولوژیکی کوانتومی ساده انجام دهد، از فاجعه آنتروپیک جلوگیری می شود، بنابراین فولر از اصطلاح اتوپیا استفاده می کند. می توان شیمی افلاطونی- فولرن را با شیمی منسوخ کنونی مقایسه کرد تا درام انتخاب فولر بین اتوپیا یا فراموشی را به تصویر بکشد. مبنای منطقی که شیمی آنتروپیک را پشتیبانی می کند، از جدول تناوبی عناصر، مترادف با انرژی های مخرب جهانی فروپاشی اتمی آنتروپیک مشتق شده است. تعریف افلاطونی از شر، این بود که این یک ویژگی مخرب است که متعلق به ماده شکل نیافته درون اتم است. ما ممکن است سناریوی بیرون رفتن هومو انتروپیکوس را با صدای بلند یا ناله مقایسه کنیم. وقتی برای به دست آوردن یک بشکه نفت بیش از یک بشکه نفت هزینه شود، تمدنی که می دانیم دیگر وجود نخواهد داشت.
مایه دلگرمی است که در 24 سپتامبر 2010 به پروفسورهای پائولو مانزلی و ماسیمو پرگنولاتو مدال جورجیو ناپولیتانو توسط دکتر جیووانا فری به نمایندگی از رئیس جمهوری ایتالیا برای تحقیقات شیمی انجام شده توسط پروژه رنسانس جدید فلورانسی آنها اهدا شد. کار آنها را می توان در لبه برش علم بقای انسان بر اساس تعادل علم زندگی جدید با جهان بینی آنتروپیک فعلی در نظر گرفت.
پروفسور رابرت پوپ ©
منبع توسط Robert Pope