نیجریه از زمان استقلال این کشور در سال 1960، تاریخ پرفراز و نشیبی داشته است که با دههها درگیری شدید سیاسی و غیرنظامی مشخص شده است. رونق نفت در دهه 70 سودهای بادآوردهای را برای این کشور در حال ظهور به ارمغان آورد، اما فساد و سوءمدیریت فاحش شاخصهای اقتصادی را تخریب کرد و اکثریت قریب به اتفاق را تحت تأثیر قرار داد. جمعیت آن فقیر است. روند اصلاحاتی که پس از سوگند به قدرت رسیدن اولین دولت منتخب دموکراتیک در سال 1999 آغاز شد، نتایجی را نشان میدهد، اما به سختی از ماهیت یا مقیاسی برخوردار است که بتواند کشوری را که ناامید از میراث جهان سومی خود را از بین ببرد، اطمینان دهد.
در سطح زمین، رکود اقتصادی گسترده و شکست مداوم نیجریه در اجرای سیاستهای اصلاحی باعث شکوفایی اقتصاد غیررسمی شد – مجموع فعالیتهای مالی و تجاری که خارج از کنترل دولت عمل میکند و نه در مالیات و نه در تولید ناخالص داخلی این کشور مشارکت نمیکند. این شامل همه چیز است، از اشتغال در حیاط خلوت و تامین مالی خودیاری گرفته تا دستفروشی های خیابانی و تولید غیرقانونی. اقتصاد غیررسمی گسترده نیجریه از محصولات، خدمات و خدمات مالی به دلیل ضرورت به وجود آمده است، اما اکنون تخمین زده میشود که تا 65 درصد از تولید ناخالص ملی فعلی را شامل میشود. حتی با تعدیل مجدد قابل توجه درصد، هیچ بحثی وجود ندارد که دولت به دلیل فعالیت در بخش سازمانیافته، میلیونها درآمد داخلی (IGR) را از دست داده است. IGR یا درآمد داخلی به درآمدهای دولتی از عوارض و مالیات اشاره دارد. اگرچه ارقام فعلی برای IGR فدرال نیجریه در دسترس نیست، اما به طور سنتی در رابطه با سود نفتی این کشور که 85 درصد از درآمد دولت را تشکیل می دهد، ناچیز بوده است.
در سراسر قاره آفریقا به طور کلی و به ویژه در نیجریه، بخش غیررسمی دیگر نقش کمکی ایفا نمی کند، بلکه از نظر حفظ معیشت و ایجاد مشاغل جدید، اقتصادهای رسمی را رهبری می کند. دولت کنونی نیجریه می پذیرد که بیش از 90 درصد از کل مشاغل جدید توسط این بخش غیر سازماندهی شده ایجاد می شود. گزارش لاگوس در واقع تا حد زیادی نشان می دهد که، حتی اگر ناخودآگاه، نیجریه به شدت به اقتصاد غیررسمی خود وابسته است. علاوه بر این، برای دستیابی به اهداف بلندمدت کلان اقتصادی خود، باید این بخش را پرورش داده و تحت رژیم مالیاتی قرار دهد. بنابراین، اقتصاد غیررسمی نیجریه از دو جنبه حیاتی است: از نظر درآمد دست نخورده و مهمتر از آن، به عنوان نیروی محرکه توسعه سریع شرکت برای رشد اقتصادی پایدار. این چیزی است که دولت می تواند انجام دهد تا به تدریج اقتصاد غیررسمی را تحت صلاحیت خود قرار دهد:
* خط مشی نوآورانه ای را طراحی کنید تا فعالیت های سازماندهی نشده را از طریق سیستمی از معافیت های مالیاتی، معافیت های مالیاتی و مالی که هم برای مشاغل موجود و هم کسب و کارهای غیرقانونی در حال ظهور تحت نظارت رسمی قرار می گیرند، در نظر بگیرید.
* ساده کردن مقررات مالیاتی و تجاری برای کاربرد جهانی. مبارزه با فساد سیستمی از طریق مجازات های سختگیرانه
* یک محیط اعتباری همدل با واقعیت های کسب و کار کوچک را ارتقا دهید. تلاش دولت باید بر ترویج وام از طریق سهام متمرکز شود، نه بدهی، زیرا اقتصاد غیررسمی نیجریه عمدتاً در مورد مشاغل دارای ریسک بالا است.
* بهبود بهره وری در مشاغل کوچک از طریق توسعه زیرساخت ها و رفع موانع تجاری و اداری. افزایش پشتیبانی فنی و کمک به ظرفیت سازی برای کمک به کارآفرینان موجود و نوظهور.
* تغییر آموزش در سطح حرفه ای و مهارتی برای ایجاد یک پایگاه نیروی انسانی پویا که برای مقابله با چالش های کارآفرینی مجهز است. ایجاد برنامه های تکمیلی برای آموزش فناوری و کامپیوتر مرتبط.
اسپانیا یک مثال عالی از نحوه انجام درست آن ارائه می دهد. در طول دهه 1990، دولت اسپانیا یک برنامه اصلاحات رادیکال، کاهش مالیات شرکت ها و تنظیم قوانین کار را دنبال کرد. پیامدها کاهش شدید 40 درصدی نرخ بیکاری در یک دوره شش ساله بود که ناشی از فرصت های شغلی گسترده در بخش غیررسمی بود. با وجود اینکه نرخ های مالیات کاهش یافته بود، دولت با تحت نظارت قرار دادن تعداد بیشتری از شرکت های کوچک، سود جمع آوری شده از شرکت های کوچک را بیش از 75 درصد افزایش داد.
اگرچه نیجریه سالهاست که دومین اقتصاد بزرگ قاره بعد از آفریقای جنوبی بوده است، محققان مستقل مدتهاست اشاره میکنند که این رتبهبندی غیرواقعی است، به این معنا که اقتصاد موازی گسترده نیجریه را در نظر نمیگیرد. این نظریه ممکن است بعید نباشد، اما اثبات آن تقریباً غیرممکن است زیرا داده های مرتبط کافی برای نیجریه در دسترس نیست. با این حال، شکی نیست که موقعیت آینده این کشور در امور جهانی به طور قابل توجهی به توسعه و رسمی شدن اقتصاد غیررسمی عظیم آن بستگی دارد. از نظر نگرش، آنچه پیش از هر چیز ایجاب میکند، تعلیق ادراکات متعارف در رابطه با بخش سازمانیافته است: به عبارت دیگر، تغییر پارادایم در چشمانداز و اجرای سیاستهای اقتصادی.
روند اصلاحات اقتصادی نیجریه که در سال 2001 آغاز شد شاهد گام های مشخصی با هدف تقویت بخش خصوصی بوده است:
* یک برنامه ادغام بانک در سال 2004 برای تقویت مؤسسات مالی و افزایش دسترسی اعتباری به بخش خصوصی آغاز شد.
* با خصوصی سازی شرکت های معدنی، ارتباطات و بازاریابی نفت، سرمایه گذاری سریع در شرکت های بزرگ آغاز شد.
*دولت در سال 2007 قیمت نفت را رها کرد و لایحه مسئولیت مالی ملی و لایحه تدارکات عمومی را اجرا کرد.
برخی از این اقدامات نتایج ملموس، کاهش تورم و افزایش ذخایر ارزی بینالمللی را به همراه داشته است. اگرچه اثرات بلند مدت آنها هنوز مشاهده یا بررسی نشده است.
در دسامبر 2008، دولت پرزیدنت عمرو یارآدوآ پیشنهادهای بودجه ای را برای برداشت 200 میلیون دلار از صندوق های امانی بانک توسعه آفریقا برای انتشار اوراق قرضه دولتی 10 ساله ارائه کرد. این اقدام بخشی از تلاش های خزانه داری برای جبران کسری بودجه قابل توجهی بود که تقریباً 4 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد. متأسفانه، اقدامات کوتاه مدت مانند این تصمیم غیرقابل توجه، سیاست اقتصادی نیجریه را برای بیش از نیم قرن گذشته تعریف کرده است. آنچه که برای کنار گذاشتن اعتبار جهان سومی خود به آن نیاز دارد، استراتژی یکپارچه و نوآورانه است که وابستگی بیش از حد به نفت را معکوس کرده و فعالانه به دنبال رسمی کردن اقتصاد غیررسمی خود است.
به طور خاص، نیجریه باید اقدامات عملی را برای تبدیل شیوههای بقای سنتی خود به سرمایهگذاریهای کارآفرینی که به درآمد کمک میکند، ایجاد مشاغل بیشتر و ارائه محصولات و راهحلهای نوآورانه ارائه دهد. تعدادی از دستورالعمل های سیاستی ابوجا در سال های اخیر به دنبال اصلاح اقتصاد قدیمی به منظور ترویج ظاهراً مشاغل کوچک و ایجاد یک انقلاب کارآفرینی بوده است. اقتصاد غیررسمی نیجریه علاوه بر سهم آشکار خود در زمینه اشتغال و تولید درآمد، دارای تعدادی از اثرات مثبت است –
* این امکان را برای جمعیت عظیمی از نیجریه ای ها فراهم می کند که به انتخاب یا ضرورت خود اشتغال دارند.
* رقابت اقتصادی ایجاد می کند و شیوه های نوآورانه تجاری مرتبط با واقعیت های محلی را ترویج می کند.
* مهمتر از همه، این مجموعه منابع انسانی قابل توجهی در نیجریه را بسیج می کند که در غیر این صورت بلااستفاده یا بدتر از آن مورد استفاده قرار نمی گیرد.
در زمینه نیجریه، رسمی کردن اقتصاد غیررسمی مترادف با توسعه شرکت و رشد بلندمدت کلان اقتصادی است. تلاش در چنین لحظه ای به همان اندازه که به اجرای انگیزشی نیاز به نوآوری خلاقانه در طراحی سیاست دارد. با توجه به گذشته پرآشوب کشور، دولت آن نیز بهتر است قبل از اجرای قوانین رادیکال، اجماع عمومی را در مورد مسائل مهم ایجاد کند. با این حال، تغییرات گسترده تنها با درک این نکته حاصل می شود که استفاده از اقتصاد غیررسمی کلید حل پارادوکس قدیمی نیجریه است – کشوری با منابع عظیم با فقر شدید.
منبع توسط Peter O Osalor